X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مثبت اندیشی

سلام خوش امدید
شنبه 12 اسفند 1396

من

چند وقت پیش مادرم گفت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم خخخخ

منم سر سفره گفتم

بابام خشکش زد داشت غذا میخورد از غذا خوردن دست کشیدبرای چند ثانیه و به من نگاه کرد خخخخ

من قش کردم از خنده

داداشام زدن زیر  خنده

بسکه من صبحا مخ مادرم تیلید میکنم و انقدر حرف میزنم باهاش از شرق به غرب اخرشم میرسه به شوهر سابقم و چند تا فشم نثار اون میکنیم خخخخخ

که مادرم میگه اون مریض بود رفتاراش دست خودش نبود

ولی من فکر میکنم مررررررررررررررض داشت خخخخخخ

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.